مجموعة مؤلفين
294
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
جناب آقا سيد جواد را خواسته آمدند قدرى احوالات بازار و تسعيرات و صحبت متفرقه شد . ساعت چهار ساعت از شب گذشته نماز خوانده استراحت شد . امروز كه روز چهار شنبه 13 شهر صفر است ، صبح زود برخاسته نماز خوانده چاى صرف شد . بصر دفتر همدانى آمد ، قدرى صحبت نموده ، رفتن پسر آقائى و همشيره زاده را تعريف كرد . بعد ، جناب فريد الملك و نواب و الا اكبر ميرزا تشريف آوردند ، قدرى صحبت متفرقه شد . ساچمه كه نواب اكبر ميرزا از بنده خواسته بودند كه از عربستان خريده ، به جهت ايشان بياورم ، نشد ، چون درعتبات قدغن بود ، قدرى از نواب ها گرفته بودم ، آورده ، تسليم خدمت ايشان نموده ، بسيار خوش وقت شدند . [ 117 ] تا قرب به ناهار بوده ، بعد جناب فريد الملك دعوت كرد كه شب بياييد بنده منزل . و قرار گذاشتم كه عصر به اتفاق برويم خدمت خان سالار منصور ، برخاسته تشريف بردند . بصر دفتر ناهار ماند نزد من ، جناب آقا سيد جواد ، شجاع نظام ، ميرزا محمود جمع شده ، مشغول صحبت متفرقه شده ، ناهار آوردند ، ناهار خورده ، حضرات برخاسته به طرف بازار و خريد بعضى لوازمات ، بصر دفتر هم به منزل خود رفته ، من هم قدرى استراحت كردم . عصر برخاسته به اتفاق فريد الملك سوار شده ، خدمت خان سالار رفته ، بعداز اظهار التفات و حال پرسى ، دعوت كردندكه روز جمعه را مهمان من هستيد به طاق بستان ، « 1 » از آنجا برخاسته به منزل فريد الملك رفته ، جمعى از خوانين كرمانشاهان و شاهزادگان را دعوت فرموده بودند ، فرستاديم آقا سيدجوادرا هم آوردند ، شام صرف نموده مراجعت به منزل [ نموده ] استراحت شد . امروز كه روز پنج شنبه 14 شهرصفر است ، صبح برخاسته ، بعداز نماز ، چاى صرف كرده ، شجاع نظام و آقا سيد جواد رفته كه بدهند مالها را نعل بندى نمايند . من هم قدرى درب حصار گردش كرده ، بعضى از دوستان را [ 118 ] ملاقات كرده ، رفتم آنجا كه اسب ها را نعل مىكردند ، قدرى ايستاده ، مراجعت به منزل نموده ، ناهار صرف كرده ، بعد از ناهار برخاسته ، چون روز چاپار
--> ( 1 ) . اصل : طاق بوستان